و خدا می بیند

و خدا می بیند -عمار سید علی

 

بسم الله

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

خیلی از اون آقایون و خانم هایی که داخل کوچه و خیابون با عنوان دوست دختر و دوست پسر دست هم رو می گیرند و راه می رند و حرف های عاشقانه به هم می زنند خیلی وقت ها شده وقتی یکی از اقوام و دوست و آشناهاشون رو که می بینند سریع می ترسند و گوشه ای مخفی می شن تا مبادا آبروی پدر و مادر و یا حتی خودشون که به عنوان بچه با ادب و با تربیت در افکار آشنا و فامیل مطرح هستند خراب نشه و کسی اون ها رو به عنوان یه دختر و یا یه پیر هوس باز ندونه .اینجا هست که باید یه مقدار با این آدم ها صحبت کرد .شمایی که می ترسی که یک نفر شما رو ببینه و آبروت بره چرا یکمن فکر نمی کنی که خدا همیشه داره تو رو می بینه و داره آبروت همینجوری پیش خدا میره شمایی که می ترسی کسی عیبت رو یکی ببینه و بره به مادر و پدر و خانواده و دوست آشنات بگه بدون که خدا دیگه و به هیچ کسی نگفته و شاید اگه در مواقعی که سریع راهت رو عوض می کنی و داخل کوچه دیگری میشی یکم فکر کن که خدا می بینه و می فهمه ولی به کسی نمی گه به این امید تو شاید برای همیشه دیگه دست نا محرم و نگیری و تو دلت دیگه ترسی از بی آبرویی نداشته باشی .

/ 0 نظر / 7 بازدید