السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة، فاطمة المرضیّه، بنت رسول الله، صلّی الله علیه و آله. و السّلام علی ولیّ الله الأعظم، ارواحنا فداه و عجّل الله فرجه.
پیام گروه نویسندگان ؛ هرگونه کپی برداری از وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاحرام بوده و در صورت مشاهده پیگرد قانونی خواهد شد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع میباشد

امسال هم تمام شد

 

السلام علیک یا فاطمه ازهرا(س)

امسال هم تمام شد با تمام بالا و پایینی هایی که داشت از همان اول که امام خامنه ای سال فرهنگ و اقتصاد با عزم ملی و مدیریت جهادی را انتخاب کرده بودند و و بعد از اون دسته گل های آقای جنتی و حمله ای که به غزه شروع شد و در آن حمله قدرت اتحا د اسلامی به تمام ظالم ها نشان داده شد و بعد هم سقوط هواپیمای آنتونوف که جان کلی از عزیزان ما را گرفت و بعد از آن خبر رحلت عالم برزگ آیت الله مهدوی کنی و بعد از آن ماجرای اسید پاشی که جریان ضد حزب اللهی رو داخل جامعه بوسیله عوام بی بصیرت به راه انداخت و در همین بین که خبر درگذشت مرتضی پاشایی هم باعث شد تا دوباره همان افراد باعث ابزار رسانی به دست دشمن بشوند و در همین اوخر هم خبر محاکمه م.ه و معاون اول دولت قبل باعث شد تا صدای مخالفین دستگاه قضایی کشور بسته شود و گردو غبار خوزستان و ابتکار های عالی خانم ابتکار که باعث ناراحتی مردم بشه گذشت و در آخر هم سالی که در آن بودیم و به امنیت رسیدیم خوشبو شود به بوی گل های شهدای مدافع حرم .تمام این را گفتیم ولی ای کاش که در سال آینده خبر اصلی مان ظهور مهدی فاطمه باشد .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱٢/٢۸ توسط گروه نویسندگان

عبدالله بن زبیر دیروز /مهدی هاشمی امروز

جنگ جمل داشت شروع می شد و زبیر قصد داشت که شمشیر جنگ رو به پایین بذاره و جنگ رو خاتمه بده که پسرش عبدالله او رو مجبور کرد که دوباره دست به غلاف شمشیر ببره و با علی (ع) دست به مبازه برداره .

گذشت و گذشت تا اینکه فتنه 88 شروع شد و آقازاده ای دوباره کار عبدالله را تکرار کرد کارهایی انجام داد که سابقه های درخشان پدرش در جنگ و انقلاب همه به زیر ذره بین رفت و پدر همچنان از او دفاع کرد و دفاع کرد و خاطره ها گفت و در جبهه ی با نظام جنگید که عقاید نظام را زیر سوال می برد . مهدی هنوز دست بردار نبود و در شرایطی که خانواده اش در ایران بودند راهی خارج از کشور شد تا تحصیلاتی کنه که چطور ریشه نظام رو خشک کنه و از همان جا پیگیر کار ایران برای تحریم بیشتر بود اینقدر کار کرد تا اینکه ندا آمد که باید به دادگاه بروی .کاری که قوه قضاییه باید خیلی زود تر انجام می داد تا از اقتصاد و امنیت و سلامت فضای دانشگاه ها مطمئن بشود . پدرش با علی دوران دشمن شد و هرچه او و روح ا... قبل او می گفت را تکذیب کرد و حتی به حرف های خودش هم پایبند نماند و همه را تغییر داد و بروز کرد و در این بین به این فکر افتادم که خدایا فرزندی مثل عبدالله و مهدی به ما نده و هم ما پدری مثل زبیر نکن .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٥/٢٩ توسط گروه نویسندگان

لوگوی همسنگران
تمامی حقوق این وبلاگ برای عمار سید علی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.