السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة، فاطمة المرضیّه، بنت رسول الله، صلّی الله علیه و آله. و السّلام علی ولیّ الله الأعظم، ارواحنا فداه و عجّل الله فرجه.
پیام گروه نویسندگان ؛ هرگونه کپی برداری از وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاحرام بوده و در صورت مشاهده پیگرد قانونی خواهد شد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع میباشد

175 آنتی بیوتیک -عمار سید علی

 

بسم الله

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

هوای یک کشور به هم ریخته بود مانتو های مردمش هر روز تنگ تر می شد و روسری هایش بیشتر عقب می رفتند و آرایش های بیشتر غلیظ می شد مردانش هر روز بی غیرت تر از دیروز و فرزندان همان کشور به اندیشه عشق های دروغین در پس کوچه و خیابان های شهر می گشتند به نوعی دیگر حیا و عفت و غیرت کم کم داشت کم رنگ می شد . دیگر داشت کم کم همت می شد یک بزرگراه و فقط یاد مردان خدا در گلزار شهدا می شد و راهیان نور و شاید در همهمه زندگی مدرن کم کم آرمان ها خیلی چیز ها داشت فراموش می شد .کشور کمی بیمار بود و بعضی ها هم در خواب تا شاید دلیل بی عرضه بودن خودشان را خواب طولانی معرفی کنند .نمی دانم خمینی اراده ای کرد تا خامنه ای دعایی و یا مهدی اجابت کرد دعای دل غمناک برخی را که برای بیماری این کشور دارویی رو فرستاد تا دردش کمتر شود تا چشم ها ببارند و گوش ها بشنوند و عقل ها کمی بیندیشند و کمی در میان تفکرات روشنفکرانه خدا و انقلاب و صاحب انقلاب را پیدا کنند .175 نفر آمدند تا برای برخی مثل شوکی باشند تا نگاهی به روسری و مانتو و حتی اعتقادشان بکنند و نگاهی به دل مردی که سال ها در پشت پرده ها انتظار می کشد تا به او اجازه دهند که در کنار خانه خدا با صدای رسا بگوید (یا اهل العالم انا المهدی )


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/٥/٢٦ توسط گروه نویسندگان

دل ها برای شهدا می تپد-عمار سید علی

بسم الله

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

برای من اون روز تو وسط اون گرما اون موقع شب خیلی عجیب بود .رفته بودم هیات ثارالله رشت مراسم شهادت امام صادق (ع) آقا ابوذر میخوند و مردم سینه می زدن بعد میکروفن رسید دست آقا میثم تا اون بقیه مجلس اداره کنه ایشون هم خوند اون هم از بقیع توی هوای گرم مسجد قدس و اون موقع شب کم کم داشت انرژی سینه زن ها می رفت بعد یه شوری که آقا میثم خوند مداحی که در مورد شهدای غواص رو خوندن دوباره جمع نیرو گرفت اینو با چشم خودم دیدم مردم که نشته بودن بعضی هاشون بلند شدن و سینه زنی رو با نشاط اول مراسم ادامه دادن یه لحظه دقت کردم حاج آقا موسوی مطلق هم بلند شد و شروع کرد به سینه زنی اونجا بود که آدم معنی عبور شهدا از کربلا را می فهمه همیشه و همه جا ذکر حسین مداحان دوباره به جمع سینه زن نیرو میده و همیشه این نوای شهدا هم که نیرو رو دوباره جمع میده تا دوباره نیرو بگیرن اصلا واقعا درسته که هرچی که با امام حسین ربط داشته باشه برای همه زیبا و قشنگ میشه و شهدا امام حسینی شدن تا محفلشان ،ذکرشان ،یادشان مردم را حسینی کند .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/٥/٢۳ توسط گروه نویسندگان

لوگوی همسنگران
تمامی حقوق این وبلاگ برای عمار سید علی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.