السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة، فاطمة المرضیّه، بنت رسول الله، صلّی الله علیه و آله. و السّلام علی ولیّ الله الأعظم، ارواحنا فداه و عجّل الله فرجه.
پیام گروه نویسندگان ؛ هرگونه کپی برداری از وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاحرام بوده و در صورت مشاهده پیگرد قانونی خواهد شد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع میباشد

شیخ احمد کافی چه خوب می گفت -عمار سید علی

 

بسم الله

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

یادم هست قدیم که با اقوام می رفتیم صبح جمعه مهدیه و نوار حاج آقا کافی رو میذاشتن همیشه جزو یکی از دعا هایی که ایشون داخل مراسم هاشون داشتن به این نکته اشاره می کردند که خدایا از نسل ما دشمن برای علی و آل آن حضرت درست نکن .همیشه توی عالم بچه گی برام غیر قابل باور بود که چطور میشه شیعه که عاشق امام حسین و ائمه هست بیاد و با این همه عشقی که به اون ها داره بیاد و بشه دشمن اونها و همیشه برای من توی اون دوران این یه مسئله غیر قابل باور بود .مدت ها گذشت تا اینکه همون هایی که میگفتم امکان نداره دشمن علی و آلش بشن شروع کردن به طرفداری از یک شعر که بر ضد امام دهم ما امام هادی بود اونجا هم شاید زیاد موضوع رو نفهمیدم و گذاشتم به حساب اینکه شاید اونها فکر می کنن داخل اون شعر توهینی به امام خودشون نشده تا اینکه بزرگ تر شدم و اومدم  بهتر حرف بقیه رو فهمیدم همون هایی که میگفتم امکان نداره حتی شوخی شوخی یه حرف به امامان شیعه خودشون بزنن زن گرفتن و برخی هاشون هم شوهر دار شدن و پای افراد دیگه ای هم داخل خانواده بازشد آدم هایی شکلو قیافه ای که داشتن به بسیجی نمی خورد ولی پای حرفشون که میشستی از خاطرات پایگاه و رزمایش هاشون میگفتن تا اینکه بعد از  یه مدت زبان اون ها کم کم باز شد شروع کردند به تخریب باورم نمی شد از کسی که انگار انتظارش رو نداشتم شروع شد امام حسین (ع) شروع به تخریب اون کردند حتی کسایی با هم محرم رو سینه می زدیم الان داشتن به حضرت اشکال می گرفتن یه مدت که گذشت به خاطر سابقه بد اعراب کل ائمه رو زیر سوال بردن و خیلی راحت همشون رو یه مشت آدم سوسمار خور معرفی کردن گذشت تا اینکه کم کم اسلام هم براشون چیز مسخره ای شد و از تخریب اون هم چیزی کم نداشتن اون روز برام یه درس مهم بود اون روز معنی اون حرف شیخ احمد کافی رو فهمیدم که همیشه با صدای بلند میگفت خدایا  از نسل ما برای علی و آلش دشمن نساز .

آمین یا رب العالمین


پ.ن ؛داخل شهر رشت هنوز هم صبح های جمعه نوار مرحوم کافی رو میذارن و شخصی دعای ندبه رو بصورت زنده نمی خونه


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/٦/۱ توسط گروه نویسندگان

و خدا می بیند -عمار سید علی

 

بسم الله

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

خیلی از اون آقایون و خانم هایی که داخل کوچه و خیابون با عنوان دوست دختر و دوست پسر دست هم رو می گیرند و راه می رند و حرف های عاشقانه به هم می زنند خیلی وقت ها شده وقتی یکی از اقوام و دوست و آشناهاشون رو که می بینند سریع می ترسند و گوشه ای مخفی می شن تا مبادا آبروی پدر و مادر و یا حتی خودشون که به عنوان بچه با ادب و با تربیت در افکار آشنا و فامیل مطرح هستند خراب نشه و کسی اون ها رو به عنوان یه دختر و یا یه پیر هوس باز ندونه .اینجا هست که باید یه مقدار با این آدم ها صحبت کرد .شمایی که می ترسی که یک نفر شما رو ببینه و آبروت بره چرا یکمن فکر نمی کنی که خدا همیشه داره تو رو می بینه و داره آبروت همینجوری پیش خدا میره شمایی که می ترسی کسی عیبت رو یکی ببینه و بره به مادر و پدر و خانواده و دوست آشنات بگه بدون که خدا دیگه و به هیچ کسی نگفته و شاید اگه در مواقعی که سریع راهت رو عوض می کنی و داخل کوچه دیگری میشی یکم فکر کن که خدا می بینه و می فهمه ولی به کسی نمی گه به این امید تو شاید برای همیشه دیگه دست نا محرم و نگیری و تو دلت دیگه ترسی از بی آبرویی نداشته باشی .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/٥/۱٤ توسط گروه نویسندگان

پوستر؛ادامه مبارزه با استکبار

 

برای دریافت پوستر در سایز اصلی اینجا کلیک کنید

 

امام خامنه ای در پاسخ به سؤال یک دانشجو درباره‌ی «تکلیف استکبارستیزی بعد از مذاکرات»: مگر مبارزه با استکبار تعطیل‌بردار است؟/ این از مبانی انقلاب است. اگر مبارزه با استکبار نباشد ما تابع قرآن نیستیم/ آمریکا اتمّ مصادیق استکبار است/ خودتان را آماده کنید برای ادامه‌ی مبارزه با استکبار.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/٤/٢٧ توسط گروه نویسندگان

وقتی گناه را آسان می کنند

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

اگه تا به حال داخل یک جمع از افرادی باشید که زیاد به مسئله رعایت حدود اخلاقی پایبند نبشند حتما می بینید که یکی از تفریح های اون ها خوندن جوک ها و مطالب طنز شبکه های اجتماعی موبایلی هست و داخل همین پیامک های که ارسال میشه بیشتر برای شوخی و خنده بقیه جمع جوک هایی با موضوع قومیتی خونده میشه یا در مورد مطالب 18+ سال اما از نوع و محتوایات درون این مطالب بگذریم به جنبه بد دیگری از اون ها می رسیم که باعث ترویج گناه در همون جمع شنونده و مخاطب هستند برای مثال در خیلی از این مطالب راهکار هایی برای انجام گناه عنوان میشه که برای شخص می تونه یک کمک باشه یا در مواردی شخص شرایط گناه رو داره ولی تحریک به اون کار و گناه نشده همین هست که با گوش دادن به مطلب و حتی چند بار شنیدن یک موضوع گناهی در اون جمع تحریک میشه که اون کار رو انجام بده و در مواردی هم شخص امکان داره از اون موضوع چیز زیادی ندونه ولی با اشاره با اون عمل و یا محصول رسانه ای اون شخص به دنبال اون میره و کم کم این خودش زمینه گناه رو در اون فراهم میکنه تا اون گناه رو انجام بده و در بعضی از موارد هم عنوان کردن این مطالب در یک جمع باعث میشه که حیا بین اون جمع کم کم از بین بره و بتونن باهم به طور راحت تری تن به گناه بدهند ولی در کل باید این رو خوب دونست که همیشه میشه با ابزار خود دشمن کاری کرد تا قافیه بدست اون نگرده .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/۱/٤ توسط گروه نویسندگان

سرگذشت ندا و هارون

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)
ماجرای ندا آقا سلطان و گروگان گیری در استرالیا شاید در این زمان و یک هدف نبوده اند ولی پیامی رو برای ما داشتند؛
1.کسانی که برای دشمن نقش بازی می کنند بعد از اتمام ماموریت کارشان تمام می شود .
2.همیشه دشمن برای اینکه ردی از خود به جایی نگذارد خیلی زیرکانه رد پا ها را پاک می کند درست مثل کشتن عجیب ندا آقا سلطان و هارون مونس بعد از انجام ماموریت .
3.دشمن همیشه با کارهای کوچکی که انجام می دهد سعی دارد تا آن را بزرگ جلوه دهد تا خود اسلام و یا نظام اسلامی را خدشه دار کند .
4.دشمن بعد نابود کردن مدارک هم دستی مهره سوخته اش شروع به استفاده تبلیغاتی از آن می کند مثل مراسم ختمی که در مورد ندا آقا سلان در اشرف برگزار شد و یا مصاحبه با اقوام وی و یا استفاده ضد ایرانی ،اسلامی از موضوع هرون مونس .
5.دشمن همیشه از کسانی استفاده می کند که خلاف کار هستند و نیاز به آن ها دارند و یا کسانی که با بی عقلی به سرعت معامله با روباه را قبول می کنند .
شاید بشه در کل از همه این مورد ها این نتیجه رو گرفت که دشمن دنبال گزینه ای راحت می گرده تا به هر صورت به اسلام ضربه بزنه و بعد از انجام عملیات مهره خودشو از بین میبره مثل هارون مونس و یا حتی صدام حسین .پس ما به مخالفان جمهوری اسلامی پیشنهاد می کنیم با دشمن همکاری نکند و از درون ناراحت باشند .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱٠/۸ توسط گروه نویسندگان

فیلم هایی از جنس فارسی وان

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

فیلم ها هر روز به او می رسید یا با بلوتوث یا با فلش و حتی از طریق اینترنت برخی ها  را دوستانش از وایبر برایش ارسال می کردند شده بود بانک فیلم های مبتذل . پدر و مادرش هم زیاد به سراغ گوشی اش نمی رفتند جالب بود که همیشه مادرش پیامک های گوشی پدر را چک می کرد ولی هیچ وقت اجازه نمی داد تا به گوشی پسرش نزدیک شود . هیچ وقت سوال نمی کرد که چرا در گوشی اش قفل های مختلف گذاشته هست و چرا همیشه وقتی او را می بیند از برنامه خاصی خارج می شود ؟ این سکوت های پی در پی مختلف باعث می شد که فیلم ها کار خودشان را بکنند کار هایی که شبکه هایی مثل فارسی وان و جم تی وی و امثال این ها می خواستن انجام دهند کار هایی مثل تغییر نگاه نسبت به خواهر و مادر نه به عنوان ناموس بلکه به عنوان شریک جنسی و ایجاد میل به هم جنسبازی که با آموزش آن توسط همین فیلم ها با عث رشد اون در بین جوان ها میشه و یا ایجاد بی غیرتی به طوری که مثل همین فیلم ها در هنگام رویاروی یک فرد نامحرم با نوامیس شخص هیچ عملی را انجام ندهد .خیلی بد هست که خیلی ها حتی یک لحظه هم به این فکر نمی کنند که این فیلم های رایگان با کیفیت بالا چگونه تامین مالی می شوند و بازیگرانی که برای هر سکانس مقدار زیادی پول می گیرند چرا فیلم هایشان را راحت در اختیار جوانان این کشور قرار می دهند شاید بهتر باشه که خیلی از این جوان به جای شبهه اندازی به دین و اسلام مقداری هم به کارهایی که می کنند فکر کنند .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۸/٢٧ توسط گروه نویسندگان

تربیت حسینی

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

کودک بود و مادرش برای اینکه سرگرم شود برایش کارتون می گذاشت کارتون هایی از شبکه های ماهواره ای کارتون هایی که خودش هم نمی دانست تحریک کننده است و بعد از مدتی هم بفکر خرید اسباب بازی شد وسایل همان شخصیت ها را خرید تا اینکه کودکش بزرگتر شد حال در هنگام خواب به او حمله می کرد و او را می زد جرئت پیدا کرده بود حرف های زشتی که از این کارتون ها یا گرفته بود را به مادر و پدرش بزند بعد به کوچه رفت و شروع به مردم آزاری و خشونت کرد بعد از مدتی که بزرگ شد پدرش غصه می خورد که چرا او مقید به نماز و روزه هایش نیست چرا به فکر کار های غیر دینی است و دارد هر بار شبهه های عجیب و غریب می گوید .این پدر تمام عمر افسوس های بسیار خورد که چرا او را به فضای مسجد آشنا نکرد چرا او را به هیات امام حسین نبرد چرا در کلاس های مسجد ثبت نام نکرد و چرا های دیگر اما حالا دیر شده بود دیگر آن نهال کوچک ریشه های محکمی در دل خاک داشت و کار باغبان ماهری بود تا این درخت را از خار ها پاک کند و کاری کند که ثمره آن میوه های  شیرین و آب دار باشد . کار پدر اشتباه بود باید از همان اول فرزندش را حسینی تربیت می کرد تا نهادهای زیادی در دانشگاه و سطح کشور مجبور نباشند با راه حل های پیچیده تر این مشکل را حل کنند .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۸/٢٤ توسط گروه نویسندگان

از اینکه این متن کلی اشتباه داشت معذرت می خوام تا حدودی درستش کردم

ان شا الله مفید باشه

عشق امروزی عشقی برپایه ظاهر

موهایش را خوب ژل می زد بلوز تازه اش را پوشید و تمام دستبد هایی را فکر می کرد زیبا هست را به دستش کرد ، گردنبد طلا را داشت فراموش کرده بود  با نگاه کردن در آیینه یادش آمد ،کمربندش هم برایش زیبا بود پهن و با آرمی خاص خیلی خوب جلب توجه می کرد  .شلوار خوب پاره شده اش را هم برای بیرون انتخاب کرده بود . شیطان خوب داشت برایش کف می زد دیگر گوشش به درونش بدهکار نبود تصمیم خودش را گرفته بود می خواست برود دختر بازی .  سر چهار راه و توی خیابان ها می چرخید شاید نزدیک شش تا شماره داده بود . به این شکست خودش در برابر نفس اماره اش می خندید و خوشحال بود .حتی یک لحظه هم فکر نمی کرد که امام زمان از این کارش ناراضی باشد. عاشق ناموس مردم می شد به خاطر زیابیی و آن ها هم راحت عاشق می شدند به خاطر زیبایی .عجب عشقی بود بر پایه زیبایی ،عشقی فقط و فقط برای زیبایی به پاکی اش کار نداشت به نجابتش فقط برای چند سالی زیبایی اش را می خواست برایش مهم نبود که دیگران هم از اون لذت می برند و تنها شعارش همین بود زیبایی.سر آخر هم عشقش را ترک کرد چون شخص دیگری زیبا تر بود و این بود داستان عشقی بر پایه زیبایی ...


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۸/٦ توسط گروه نویسندگان

وقتی دل مهدی را شکستند...

چند روز پیش بود که با خانواده بیرون رفته بودیم اونها رو جایی بردم که خبری از آدم نباشه یا به طوری خودمون باشیم و طبیعت .راه افتادیم وقتی رسیدیم انگار کسای دیگه ای هم زودتر از ما اونجا رو می شناختن . زیر انداز رو پهن کردم تا روی اون بشینیم . اون اطراف اصلا طبیعت بهت انرژی نمی داد .چون بقیه خیلی رلحت بدون اینکه به مردای اطارف توجه ای کنن راحت روسری خودشون رو در آوردن بدون حجاب و بدون یه مانتو راحت بین مردای نامحرم می گشتن یه دره مانندی اونجا بود که منتهی می شد به رود خانه چون شیبش تند بود فکر کردم که دیگه زنی اونجا نمی ره و می شه یکم از صدای آب لذت برد . با برادرم رفتن پایین ولی "استغفرالله " وضعیت از بالا هم بدتر بود  . زن ها بدون توجه به آقایونی که در اطرافشون بودن با لباس های تنگ و زننده داشتن آب تنی می کردن یک دفعه برادرم گفت که اونجا رو ببین یه زن با یکی از فامیل ها شروع به کشتی گرفته بود . چشم هام رو به سمت دیگه ای بردم تا این منظره رو نبینم با بردارم سریع اومدم بالا تا دیگه شاهد اون همه معصیت نباشم .دلم  گرفت به مظلومیت امام زمان که چه قدر تنهاست و دلش به چه شیعه ای خوش است که برایش دعا کنند و دلم پر شد از تمام اون آقایونی که خوابن و هیچ کاری نکردن و نکردن تا جایی که این غذه فرهنگی به بدترین نوع خودش رسید و کار هایی کردن رهبری در اول سال با صورتی ناراحت و پریشون شعار سال رو اعلام کنه و مهدی فاطمه هنوز منتظر باشه .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٦/۸ توسط گروه نویسندگان

لوگوی همسنگران
تمامی حقوق این وبلاگ برای عمار سید علی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.