السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة، فاطمة المرضیّه، بنت رسول الله، صلّی الله علیه و آله. و السّلام علی ولیّ الله الأعظم، ارواحنا فداه و عجّل الله فرجه.
پیام گروه نویسندگان ؛ هرگونه کپی برداری از وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاحرام بوده و در صورت مشاهده پیگرد قانونی خواهد شد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع میباشد

و خدا می بیند -عمار سید علی

 

بسم الله

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

خیلی از اون آقایون و خانم هایی که داخل کوچه و خیابون با عنوان دوست دختر و دوست پسر دست هم رو می گیرند و راه می رند و حرف های عاشقانه به هم می زنند خیلی وقت ها شده وقتی یکی از اقوام و دوست و آشناهاشون رو که می بینند سریع می ترسند و گوشه ای مخفی می شن تا مبادا آبروی پدر و مادر و یا حتی خودشون که به عنوان بچه با ادب و با تربیت در افکار آشنا و فامیل مطرح هستند خراب نشه و کسی اون ها رو به عنوان یه دختر و یا یه پیر هوس باز ندونه .اینجا هست که باید یه مقدار با این آدم ها صحبت کرد .شمایی که می ترسی که یک نفر شما رو ببینه و آبروت بره چرا یکمن فکر نمی کنی که خدا همیشه داره تو رو می بینه و داره آبروت همینجوری پیش خدا میره شمایی که می ترسی کسی عیبت رو یکی ببینه و بره به مادر و پدر و خانواده و دوست آشنات بگه بدون که خدا دیگه و به هیچ کسی نگفته و شاید اگه در مواقعی که سریع راهت رو عوض می کنی و داخل کوچه دیگری میشی یکم فکر کن که خدا می بینه و می فهمه ولی به کسی نمی گه به این امید تو شاید برای همیشه دیگه دست نا محرم و نگیری و تو دلت دیگه ترسی از بی آبرویی نداشته باشی .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/٥/۱٤ توسط گروه نویسندگان

شیخ رجبعلی خیاط الگوی جوان امروزی

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

شاید ما جرای معروف شیخ رجبعلی خیاط که باعث شد ایشان به درجات بالا برسند را شینده باشید و اینکه فقط همین یک کار باعث شد تا ایشان چشم برزخی پیدا کنند .ماجرا از این قراربود که ایشان دختر خاله ای داشتند که خیلی ایشان را دوست می داشت و یک روز که ایشان غذای نذری که مادرشان درست می کند را به خانه خاله اش می برد دختر خاله به بهانه اینکه خاله شیخ رجبعلی در خانه حضور دارد او را به داخل خانه دعوت می کند و بعد هم در را از پشت می بندد و در همان جا بود که شیخ رجبعلی از خدا می خواهد که او را کمک کند و با هرسختی که بود از خانه بیرون می آید فرار می کند و برای استراحت به خانه می رود صبح هم که ازخواب بیدار  می شود می بیند که بیرون از منزل حیوان های اهلی و وحشی هست و خداوند به او چشم برزخی عنایت کرده است .شاید در نگاه اول انسان با خودش می گوید که این افراد خاص بودند و ما ها نمی توانم مثل آن ها باشیم ولب بهتر است که خوب بدانیم که  آن ها هم از عامه مردم بودند درست مثل ما اما در این داستان چیزی که برای جوان های امروزی الگوی خوبی هست تقوای الهی  داشتن و پرهیز از گناه شیخ رجبعلی بود که باعث شد به مقام های بالا برسد جالب اینجا که رعایت هم حد و حدود ها هم برای خود انسان در آینده هم لذت بخش هست و احساس آرامش می آورد و هم باعث می شود که نعمت های الهی برای انسان گسترش یابد بتواند ازدواجی موفق و فرزند صالح داشته باشد چون تمام کار های انتخاب همسر و تربیت فزرند از قبل از ازدواج هم شروع می شود .نکته دوم اینجاست که اگر شیخ رجبعلی خیاط در داستان گفته شده گناه انجام می داد در طول زندگی دچار چه مشکلاتی می شد و ایا ممکن بود که نفسش باز هم به گناه عادت کند و باز هم ادامه بدهد و یا ینکه تا آخر عمر خود را به خاطر این گناه سرزنش کند ولی او با انجام ندادن این گناه هم نفسش را پاک نگه داشت و هم روح و روانش را آسوده و این می شود الگویی برای جوان امروز در دنیای پر رنگ و برق امروز .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱٠/۱۳ توسط گروه نویسندگان

فیلم هایی از جنس فارسی وان

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

فیلم ها هر روز به او می رسید یا با بلوتوث یا با فلش و حتی از طریق اینترنت برخی ها  را دوستانش از وایبر برایش ارسال می کردند شده بود بانک فیلم های مبتذل . پدر و مادرش هم زیاد به سراغ گوشی اش نمی رفتند جالب بود که همیشه مادرش پیامک های گوشی پدر را چک می کرد ولی هیچ وقت اجازه نمی داد تا به گوشی پسرش نزدیک شود . هیچ وقت سوال نمی کرد که چرا در گوشی اش قفل های مختلف گذاشته هست و چرا همیشه وقتی او را می بیند از برنامه خاصی خارج می شود ؟ این سکوت های پی در پی مختلف باعث می شد که فیلم ها کار خودشان را بکنند کار هایی که شبکه هایی مثل فارسی وان و جم تی وی و امثال این ها می خواستن انجام دهند کار هایی مثل تغییر نگاه نسبت به خواهر و مادر نه به عنوان ناموس بلکه به عنوان شریک جنسی و ایجاد میل به هم جنسبازی که با آموزش آن توسط همین فیلم ها با عث رشد اون در بین جوان ها میشه و یا ایجاد بی غیرتی به طوری که مثل همین فیلم ها در هنگام رویاروی یک فرد نامحرم با نوامیس شخص هیچ عملی را انجام ندهد .خیلی بد هست که خیلی ها حتی یک لحظه هم به این فکر نمی کنند که این فیلم های رایگان با کیفیت بالا چگونه تامین مالی می شوند و بازیگرانی که برای هر سکانس مقدار زیادی پول می گیرند چرا فیلم هایشان را راحت در اختیار جوانان این کشور قرار می دهند شاید بهتر باشه که خیلی از این جوان به جای شبهه اندازی به دین و اسلام مقداری هم به کارهایی که می کنند فکر کنند .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۸/٢٧ توسط گروه نویسندگان

اینجا هیات عزاداریست ،حرمت نگه دارید

داشتم از مسجد می اومد برم تا خونه یکی از اقوام سر کوچه اون ها یک هیات زده بودند از کنار هیات که رد می شدم ،چیز هایی دیدم که باعث شد نگاهم دقیق تر بشود برایم جالب بود چند تا پسر داشتن در گوشه ای از خیابان با دختری صحبت می کردند چند تا دیگر هم مشغول تمیز کردن علم و درست کردن سیستم صوت بودن که از یکی از خانه های کنار در باز شد و دختری بی حجاب بیرون اومد به سمت قسمت خواهران رفت انگار اون هم عزادار بود همون لحظه نگاهم جلب صورت تک تک اون هایی شد که داشتن کار می کردن خیلی ها شون صورتشون رو به سمت اون خانم برگردونده بودن و داشتن اون رو نگاه می کردن . در طول اون مسیر که داشتم به سمت خونه فامیلم میرفتم داشتم با خودم فکر می کردم که چرا محرم امسالا جمعیت جوان های مسجد کم شده بعدا با خودم گفتم که خیلی از جوان ها برای این که به سبک نادرست خودشون بخوان عزاداری کنن و هم بتونن با دوست دختر شون در ارتباط باش و هم بتونن به اسم عزاداری امام حسین چشم چرانی هم بکنن و هم بتونن یه خودی نشون بدن که بله ما هم هیاتی هستیم این هیات های سرخیابونی رو تشکیل دادن ولی باز هم خودشون باید خوب بدونن که خیلی راحت میشه هیاتی شد ولی نمی شه به همون راحتی حسینی شد .چون انسان می تونه هیاتی بودن خودشون هر طور که بخواد تفسیر کنه اما به همون راحتی نمی تونه حسینی بشه چون حسین (ع) برای خودش تعریف و راه و رسمی داره که هرکسی نمی تونه بره و برای خودش این راه و رسم رو تغییر بده و حرمت شکنی کنه .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۸/۱٥ توسط گروه نویسندگان

از اینکه این متن کلی اشتباه داشت معذرت می خوام تا حدودی درستش کردم

ان شا الله مفید باشه

عشق امروزی عشقی برپایه ظاهر

موهایش را خوب ژل می زد بلوز تازه اش را پوشید و تمام دستبد هایی را فکر می کرد زیبا هست را به دستش کرد ، گردنبد طلا را داشت فراموش کرده بود  با نگاه کردن در آیینه یادش آمد ،کمربندش هم برایش زیبا بود پهن و با آرمی خاص خیلی خوب جلب توجه می کرد  .شلوار خوب پاره شده اش را هم برای بیرون انتخاب کرده بود . شیطان خوب داشت برایش کف می زد دیگر گوشش به درونش بدهکار نبود تصمیم خودش را گرفته بود می خواست برود دختر بازی .  سر چهار راه و توی خیابان ها می چرخید شاید نزدیک شش تا شماره داده بود . به این شکست خودش در برابر نفس اماره اش می خندید و خوشحال بود .حتی یک لحظه هم فکر نمی کرد که امام زمان از این کارش ناراضی باشد. عاشق ناموس مردم می شد به خاطر زیابیی و آن ها هم راحت عاشق می شدند به خاطر زیبایی .عجب عشقی بود بر پایه زیبایی ،عشقی فقط و فقط برای زیبایی به پاکی اش کار نداشت به نجابتش فقط برای چند سالی زیبایی اش را می خواست برایش مهم نبود که دیگران هم از اون لذت می برند و تنها شعارش همین بود زیبایی.سر آخر هم عشقش را ترک کرد چون شخص دیگری زیبا تر بود و این بود داستان عشقی بر پایه زیبایی ...


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۸/٦ توسط گروه نویسندگان

وقتی دل مهدی را شکستند...

چند روز پیش بود که با خانواده بیرون رفته بودیم اونها رو جایی بردم که خبری از آدم نباشه یا به طوری خودمون باشیم و طبیعت .راه افتادیم وقتی رسیدیم انگار کسای دیگه ای هم زودتر از ما اونجا رو می شناختن . زیر انداز رو پهن کردم تا روی اون بشینیم . اون اطراف اصلا طبیعت بهت انرژی نمی داد .چون بقیه خیلی رلحت بدون اینکه به مردای اطارف توجه ای کنن راحت روسری خودشون رو در آوردن بدون حجاب و بدون یه مانتو راحت بین مردای نامحرم می گشتن یه دره مانندی اونجا بود که منتهی می شد به رود خانه چون شیبش تند بود فکر کردم که دیگه زنی اونجا نمی ره و می شه یکم از صدای آب لذت برد . با برادرم رفتن پایین ولی "استغفرالله " وضعیت از بالا هم بدتر بود  . زن ها بدون توجه به آقایونی که در اطرافشون بودن با لباس های تنگ و زننده داشتن آب تنی می کردن یک دفعه برادرم گفت که اونجا رو ببین یه زن با یکی از فامیل ها شروع به کشتی گرفته بود . چشم هام رو به سمت دیگه ای بردم تا این منظره رو نبینم با بردارم سریع اومدم بالا تا دیگه شاهد اون همه معصیت نباشم .دلم  گرفت به مظلومیت امام زمان که چه قدر تنهاست و دلش به چه شیعه ای خوش است که برایش دعا کنند و دلم پر شد از تمام اون آقایونی که خوابن و هیچ کاری نکردن و نکردن تا جایی که این غذه فرهنگی به بدترین نوع خودش رسید و کار هایی کردن رهبری در اول سال با صورتی ناراحت و پریشون شعار سال رو اعلام کنه و مهدی فاطمه هنوز منتظر باشه .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٦/۸ توسط گروه نویسندگان

لوگوی همسنگران
تمامی حقوق این وبلاگ برای عمار سید علی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.