السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة، فاطمة المرضیّه، بنت رسول الله، صلّی الله علیه و آله. و السّلام علی ولیّ الله الأعظم، ارواحنا فداه و عجّل الله فرجه.
پیام گروه نویسندگان ؛ هرگونه کپی برداری از وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاحرام بوده و در صورت مشاهده پیگرد قانونی خواهد شد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع میباشد

از اینکه این متن کلی اشتباه داشت معذرت می خوام تا حدودی درستش کردم

ان شا الله مفید باشه

عشق امروزی عشقی برپایه ظاهر

موهایش را خوب ژل می زد بلوز تازه اش را پوشید و تمام دستبد هایی را فکر می کرد زیبا هست را به دستش کرد ، گردنبد طلا را داشت فراموش کرده بود  با نگاه کردن در آیینه یادش آمد ،کمربندش هم برایش زیبا بود پهن و با آرمی خاص خیلی خوب جلب توجه می کرد  .شلوار خوب پاره شده اش را هم برای بیرون انتخاب کرده بود . شیطان خوب داشت برایش کف می زد دیگر گوشش به درونش بدهکار نبود تصمیم خودش را گرفته بود می خواست برود دختر بازی .  سر چهار راه و توی خیابان ها می چرخید شاید نزدیک شش تا شماره داده بود . به این شکست خودش در برابر نفس اماره اش می خندید و خوشحال بود .حتی یک لحظه هم فکر نمی کرد که امام زمان از این کارش ناراضی باشد. عاشق ناموس مردم می شد به خاطر زیابیی و آن ها هم راحت عاشق می شدند به خاطر زیبایی .عجب عشقی بود بر پایه زیبایی ،عشقی فقط و فقط برای زیبایی به پاکی اش کار نداشت به نجابتش فقط برای چند سالی زیبایی اش را می خواست برایش مهم نبود که دیگران هم از اون لذت می برند و تنها شعارش همین بود زیبایی.سر آخر هم عشقش را ترک کرد چون شخص دیگری زیبا تر بود و این بود داستان عشقی بر پایه زیبایی ...


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۸/٦ توسط گروه نویسندگان

لوگوی همسنگران
تمامی حقوق این وبلاگ برای عمار سید علی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.