السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة، فاطمة المرضیّه، بنت رسول الله، صلّی الله علیه و آله. و السّلام علی ولیّ الله الأعظم، ارواحنا فداه و عجّل الله فرجه.
پیام گروه نویسندگان ؛ هرگونه کپی برداری از وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاحرام بوده و در صورت مشاهده پیگرد قانونی خواهد شد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع میباشد

مهره سوخته

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

کلاه برداری ایرانی با مشکلاتی روانی که سال 75 از ایران به سمت مالزی حرکت می کند و بعد از مدتی پلیس ایران به استرالیا هشدار می دهد اما آن ها تازه آدم خودشان را پیدا کرده بودند و با بهانه اینکه این شخص پناهنده شده از پس دادن وی خودداری می کنند و این آدم می شود خر خوبی برایشان تا اسلام هراسی خوبی را برایشان انجام دهد فردی که تا دیروز نمی دانست حوزه را با چه - ز – می نویسند حالا برای خودش در استرالیا شده بود یک روحانی تمام عیار تا اینکه از اسلام خداحافظی می کند و به داعش پیوند می خورد و دست به گروگان گیری می زند . اما وقتی حامیان او می بینند که او دیگر به دردشان نمی خورد و بعد از ماجرا نمی تواند از قانون فرار کند شروع به خراب کردن پیشینه قبلی و دورغی او یعنی اسلام وایران کردند و از پوشش دادن اینکار هیچ دریغ نکردند و شاید دوباره با ابزار بی قانونی او را مثل مبارک آزاد کردند و یا مثل صدام خوار و ذلیل کشتند اما در این میان توانستند نیش خود را به جامعه جهانی بزنند و موجی از اسلام هراسی و ایزان هراسی را در دل مردم به وجود بیاورند چون آن ها کارشان همین هست مثل 11 سپتامبر .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٩/٢٦ توسط زائران بانوی بی نشان

جامانده از سفر ...

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

محب اهل بیت عاشق کربلاست و برایش فرق نمی کند پیاده برود یا با ماشین و هواپیما در هر صورت دوست دارد به کربلا برسد ما هم جز همان ها هستیم دوست داریم با زانو درد شدید و خستگی زیاد و کمر درد و یا هر چیز دیگه به حرم ارباب برسیم  اما حیف که این رفتن و رسیدن خواستن می خواهد و این به دست خود ارباب است و شاید برای یک جامانده در این هنگام یک چیز خوب باشد و آن غبطه ،غبطه به کسانی که لیاقت پیاده روی را داشتند و رفتند تا به ارباب برسند و خیلی برای انسان سخت است که ببیند که چه قدر عقب است آنقدر عقب است که فقط یک چنین واقعه ای می تواند او را بیدار کند وقتی که می بیند فروشنده معمولی که یک مغازه ساندویج فروشی را دارد را ارباب قبول کرده و او را نه و در هنگام هست که انسان با خودش می گوید که چه شده تو همان هستی که می خواستی یاور مهدی شوی نگاه کن که حسین تو را جز زائران خودش هم قرار نداده است و اینجا که قصه دوری از معشوق را انسان درک می کند و می فهمد از کاروان عاشقی جامانده است .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٩/٢٠ توسط زائران بانوی بی نشان

ماجرای یه دایی ...

 

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

یکی بود یکی نبود یه دایی بود تازه داشت درسش تموم می شد که یکدفعه دشمن به خاک کشورش حمله کرد دوست داشت بره دانشگاه اما نمی شد کی باید از خواهر و مادرش دفاع می کرد رفت مسجد و ثبت نام کرد .توی وصیت نامه اش کلی خواهرهاشو نصیحت کرد و آخرش به مقصودش حسین بن علی (ع) رسید . سال ها گذشت خواهرش خواست ازدواج کنه بنا به شرایط و حال و هوای اون زمونه با یه مرد مومن ازدواج کرد مدتی گذشت تا خدا بهشون یه دختر داد .دایی سفارش کرده بود تا اسم بچه رو از اسم اهل بیت بگذارن اما گوش نکردن و یه اسم یونانی براش گذاشتن یکم خلق و خوی بچه با این اسم عوض شد مدتی گذشت و بچه بزرگ شد برای شاد کردنش هم برای آهنگ می ذاشتن اما دایی این رو پیشنهاد نکرده بود .اون آهنگ هم کاری کرده بود تا دختر بیشتر به فکر رقص و مهمونی باشه تا حیا و حجاب . دختر رفت دانشگاه و مهمونی رفتن هاش بیشتر شده بود .دایی خیلی سفارش به حجاب کرده بود ولی انگار نه انگار خانواده زیاد انگار حجاب رو دوست نداشتن وقتی حجاب نباشه بی حیایی هم جاش رو می گیره حالا دختر رفته بود با یکی از پسرایی که توی مهمونی ها دیده بود دوست داشت ازدواج کنه عشق گوشش رو کر کرده بود و چشمش رو کور .ازدواج کردن اما پدر و مادر ناراحت بودن چون او دوتا با هم خوب نبودن پدر داشت یه روز فکر می کرد تا راه حلی پیدا کنه که یکدفعه عکس دایی رو که روی دیوار بود رو دید فهمید اشتباه کار از کجا بود دایی خیلی حرف ها رو زده بود اما اون ها توجه نکردن و حالا پشیمونی سودی نداشت ...


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٩/۱۳ توسط زائران بانوی بی نشان

کتابی بدون تغییر

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

کتابی بود که از کودکی به عنوان کتاب دینی اش معرفی شده بود و در آن ایام هم برایش افتخاری بود که سوره هایش را حفظ کرده است اما بزرگ تر که شد آماده شد تا دورغ هایی را در ذهن خودش جای بدهد مثل (قرآن ها همین آخونده ها تغییر داده اند) یا (مثلا می شود بعد از این همه سال این قرآن بدون تغییر بماند) و ... .حتی به ذهنش هم رسیده بود که مگر می شود که کتاب ادیان دیگر که از طرف خدای سبحان آمده تغییر کند و در همین فکر ها بود که دشمن او را کم کم از کتاب راهنمایش به سخنان و پوچ و کم ارزش دیگری سو داد .شاید درست فکر نمی کرد که خود خدایی که موسی را با قومش از وسط دریا عبور داد و عیسی را بدون پدر از شکم مادر بیرون آورد قدرت این را ندارد که به گفته خودش در قرآن این کتاب الهی را حفظ کند . شاید باید بیشتر فکر می کرد تا می فهمید که هیچ کس به گفته خدای سبحان نمی تواند آیه مثل این فرآن بگوید و خود خدا گفته بود که (انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون) مشکل کمی بزرگترشده بود اینقدر قرآن را کنار گذاشته بود و به سمت بیراهه رفته بود که حالا دیگر قرآن را نمی توانست درست بخواند .

و اینگونه بود که شیطان پیروزشد ...


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٩/٤ توسط زائران بانوی بی نشان

لوگوی همسنگران
تمامی حقوق این وبلاگ برای عمار سید علی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.