السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة، فاطمة المرضیّه، بنت رسول الله، صلّی الله علیه و آله. و السّلام علی ولیّ الله الأعظم، ارواحنا فداه و عجّل الله فرجه.
پیام گروه نویسندگان ؛ هرگونه کپی برداری از وبلاگ بدون ذکر منبع شرعاحرام بوده و در صورت مشاهده پیگرد قانونی خواهد شد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع میباشد

امام و شاه

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

نمی دونم آیا تا به حال که در مورد تداوم و ماندگاری امام و نابودی شاه فکر می کردید از این نگاه به این موضوع نگاه کردید یا نه .اون زاویه ای که میشه این مسئله نگاه کرد این هست احترام به دیگران .

داخل خاطراتی که از حکومت کردن شاه ذکر شده این هست که برای اینکه دیگران از اون پیروی کنن از ابزاری به اسم تحقیر کردن استفاده می کرد به طوری که خیلی ذکر می شده که وقتی کسی داخل اتاق ایشون می شده اول به او فحش می داده تا اون رو توبیخ کنه و بعد از تعریف و معذرت خواهی هایی که می شد به او اجازه صحبت می داده ولی در رابطه با امام خمینی یک چنین چیزی فرق می کرد امام قبل از انقلاب و در دوران تبعید و بعد از انقلاب هم نحوه برخورد درست با دیگران را فراموش نکرد و همیشه به اون ها احترام میگذاشت طوری که خودشون چایی خودشون رو میریختند و از این قبیل کار ها .اما این سیره عملی که امام پیروی می کرد از کجا می آمد با کمی مطالعه میشد فهمید که این کار از سیره عملی رسول اکرم (ص) بود که امامان ما هم از ان پیروی می کردند و موجب خشم ظالمان دوره خودشان می شدند و این سیره ای که امام دنبال می کرد شاید اون رو دشمن تمام ظالم های جهان کرد و عدم پیروی ازهمین سیره شاه رو عزیز تمام مستکبیرین عالم کرد .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱۱/٢۸ توسط زائران بانوی بی نشان

خدای خوب و بنده بد

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

در روایت اومده که خداوند برای هر بنده اش که یک کار خوب انجام بدهد 4 حسنه و برای هر بنده اش که یک گناه انجام بدهد یک گناه در کارنامه اعمالش می نویسد اما در مقابل حدیثی داریم که میگه وای به حال کسانی که گناهشان بیشتر از کارهای خوبشان باشد .همیشه برای من جالب بود که چطور امکان داره که کسی با وجو این همه تخفیفی که از جانب خدا آمده باز هم کارنامه اعمال بدشان سنگین تر  باشد. شاید بهتر باشه که دید خودمون رو نسبت به خدا عوض کنیم خدایی که این قدر تخفیف برای انسان در نظر گرفته اون خدای بدی نیست که خیلی از روشنفکر های اسلام هراس فکر می کنند .شاید بهتر هست ما خودمون ، خودمون رو مقصر بدونیم که اینطور در همه حال و در همه وقت در حال گناه هستیم چه زمانی که تلویزیون تماشا می کنیم یا اینکه در حال قدم زدن در خیابون ها هستیم .شاید اگه مقداری فکر کنیم که مشکل اصلی رو ما داریم و خودمون رو اصلاح کنیم خدا باز هم به ما تخفیف می دهد و کارنامه ما رو درست می کنه .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱۱/٢۱ توسط زائران بانوی بی نشان

حجاب مادر

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

زن بدجور بی حجاب بود در خیابان و مهمانی و ... با لباس های زننده می رفت در این میان پسرش از همان کودکی نگاه بدی به این نوع پوشش او داشته بود وقتی بو هایی از انقلاب آمد پسرش به سمت انقلاب روان شد خودش هم زیاد به پسرش دقت نمی کرد کی خانه می آید و کجا می رود و اعلامیه های همراهش چیستو ... خلاصه کار به کار او نداشت و بیشتر به فکر جلب توجه نمودن خودش بود تا اینکه خبر آمد امام آمد و پس از آن هم پا پیروزی انقلاب و روی کار آمدن جمهوری اسلامی فضای قبل انقلاب برایش 180 درجه تغییر کرد .حالا دیگر مجبور شده بود چادر سر کند و چون دیگر خانم ها حیا و عفت خودش را رعایت کند تا اینکه جنگ شروع شاید یک یا دو ماه از شروع جنگ گذشته بود که پسرش هم خواست همراه او برود اول پدرش خیلی ناراحت بود ولی پسر سرش پر بود علم و استدلال هایی از جنس شهید مطهری که در این چند سال بی خیالی مادرش کسب کرده بود ،با حرف های پر مغز و محتوا پدرش را راضی کرد اما حالا مانده بود مادرش .مادرش گریه می کرد و می گفت؛(چرا می خوای بری این همه ادم که دارن میرن کافی هست ،آزادی ما رو که از ما گرفتن حالا دوباره نوبت جوون هامون هست .) و دوباره شروع کرد به گریه کردن پسر گفت ؛(مادر جان تو بعدا معنی آزادی رو می فهمی) و خیلی آرام رفت تو اتاقش .مادر شب را بیدار ماند تا پسرش از خانه بیرون نرود اما نشد او کارش را خوب بلد و می دانست که چه باید انجام دهد آرام وسایلش را برداشت و وقتی که مادرش خواب بود سریع از خانه بیرون رفت و صبح زود هم همراه اتوبوس راهی خرمشهر شد . مادر صبح از خواب بیدار شد و سریع به اتاق پسرش رفت ،بله او رفته بود به سمت اتاق خودش دوید تا همسرش را بیدار کند او هم حیران بود اما بعد از مدتی گفت ؛(خانم اون راه درست و منطقی خودش رو انتخاب کرده بذار راحت باشه ) سه ماهی گذشت و مادر همش توی خونه بود یا کمیته و بسیج تا خبری از بچه اش بیارن تا اینکه صدای ماشینی را شنید بعد از آن صدا در خانه شان به صدا در آمد و وقتی در را باز کرد دو مرد میانسال را دید که جعبه ای در دست داشتند .آن ها که فکر نمیکردند مادر به جلوی در بیاید خشکشان زده بود مادر هم از نوع نگاهشان چیزی فهمیده بود .خودش سکوت را شکست ؛(هان چی شده ،از پسرم خبر آوریدن .نکنه اونو غذای عراقی ها کردین و الان می خواین جناره تیکه پاره خودشو به من بدین )این حرف ها رو که می زد اشک از صورتش جاری شد و بعد با صدای بغض آلود و بلندی گفت ؛(برید گم شید که شما سالم هستید و فقط بلد هستید جوون پاک مردم رو فقط به کشتن بدین )یکی از جوون ها با اینکه بهش توهین شده بود با لحنی مهربان گفت ؛(مادرم باشه فحرف شما درست اما بدون شهادت لیاقت می خواد که ما نداریم این ویت نامه و وسایل پسرتون هست که برای شما آوردیم .) جوان در حالی که زن روی زمین نشسته بود و داشت گریه می کرد جعبه را کنارش گذاشت و سوار ماشین شد ولی هنوز ماشین حرکت نکرده بود که گفت؛(مادر حلالمون کن) .

بعد از مراسم تدفین پسرش اومد به خونه خواهر و برادر هاش هم اومده بودن توی اون بی حالی یادش اومد که هنوز وصیت نامه پسرش را نخوانده است .سمت جعبه رفت و وصیت نامه را باز کرد بعد از مدتی شروع به گریه پسرش چنین طور به درد و دل با مادرش پرداخته بود ؛(سلام مادرم دوست داشتم وصیتم صحبتی های نکرده ای باشد که در مدت ها وقت نشد در رابطه با آن با شما صحبت کنم .مادرم حجابت یادت نرود بدان اگر همان روز اولی که من به سمت جبهه ها رفتم فقط به خاطر این بود تا از چادر و حیایی که با سختی در جامعه درست شده بود با سختی نگه داری شود بدان من و تمام کسانی که به جنگ آمده ایم دوست داشتیم تا حجاب شما خوب و درست حفظ شود .مادرم خوب بدان که این عشق به درستی راه و سیره امام بود که ما را به اینجا کشاند تا در مقابل دشمن بایستیم چرا که او مردی بود که بهتر از آن را تا به حال در زندگی خودم ندیده بودم .مادرم خواهش من از تو این هست که حجابت را هیچ وقت فراموش نکنی ... هیچ وقت .)

و مادر بعد از آن روز دیگر حجابش را هیچ وقت فراموش نکرد .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱۱/۱٤ توسط زائران بانوی بی نشان

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ

دوستان گرامی جمعه شب  پدر بزرگم (پدر شهید علیرضا صفری) فوت کردند از دوستان ممنون میشم که حمد و سوره ای برای شادی روح ایشون قرائت کنند .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱۱/۳ توسط زائران بانوی بی نشان

پوستر ؛لعنت الله علی ظالمین

خبرش شاد کننده بود ...

خدا کند مهدی (عج) در کنار تمام غم هایش که ما به او می دهیم ...

لحظه ای ...

فقط لحظه ای هم این خبر دلش را شاد کند ...

اللهم عجل ولیک الفرج


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱۱/۳ توسط زائران بانوی بی نشان

مراقب باشید زیر کدام پرچم سینه می زنید

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

میلی آنچنان زیادی برای من نبود که دوباره در مورد مداح ها صحبت کنم  اما یکی از دوستان خوب ما یک عکسی رو برای من ارسال کرد که باعث شد برای من سوالی رو ایجاد کنه و اون این که چرا برخی اینقدر  دوست دارند زیر پرچم و علم افرادی که مورد تایید هیچ یک از علما و خواص و عوام با بصیرت جامعه نیستند سینه بزنند به نظر من همان قدر که افراد مثل شاهین نجفی و امثال اینها می تونن برای مردم و جوانهای ما مشکل ساز باشن اینجور انسان ها هم می تونن چون وقتی ورودی از دین مثل همون آهنگ ها در ذهن فرد دچار مشکل باشه فرقی نمی کنه شاهین نجفی اون رو خونده باشه یا یه مداح افراطی متصل به خاندان شیرازی باید درست فکر کرد که آیا هیجان بیشتر در عزای حسین خوب به این می ارزه که انسان تعداد سینه زن های این هیات ها رو زیاد کنه این ماجرا درست مثل ماجرای کربلا هست خیلی ها نقشی در حسین هراسی اون دوران نداشتن و حتی شمشیر هم نکشیدن اما به وقتش تعداد لشکر کفر رو زیاد کردن و حسین تنها ماند شاید اگه اون ماجرا رو یه جمع و تفریق درست با این ماجرابزنیمم خوب بفهمیم که باید کدام طرفی سینه زد تا سینه زنی ها حر گونه باشد با عشق واقعی و شور حسینی .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱۱/۱ توسط زائران بانوی بی نشان

لوگوی همسنگران
تمامی حقوق این وبلاگ برای عمار سید علی محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.